پادکست, پادکست سطح پایه

پادکست Meeting Other Students

پادکست Meeting Other Students

دانلود رایگان پادکست Meeting Other Students

سطح پادکست مبتدی

مدت زمان

1:41
موضوع پادکست در این فایل صوتی، معلم از بچه ها میخواهد که با هم صحبت کرده و آشنا شوند. کارا، رابرت و سلیم هم به همین قصد با یکدیگر مکالمه میکنند.

 

Teacher: So, now you’ve got the important information, it’s time to meet each other. Everyone turn to the people next to you and introduce yourselves.

Cara: So, hi. I’m Cara. And you are?

Robert: Robert.

Selim: Selim.

Cara: Nice to meet you!

Robert and Selim: You too.

Robert: Nice accent. Where are you from?

Cara: I’m from Glasgow.

Robert: Oh, really? My mum’s from near Glasgow, so I’m half Scottish.

Cara: Cool. Do you live in Scotland?

Robert: No, we live in England, near Manchester. My dad’s from there. What about you, Selim?

Selim: I’m from Leeds originally but I grew up near London.

Cara: Are you both doing history on its own?

Selim: No. I’m doing history and German.

Robert: I’m doing it with maths, actually.

Selim: History and maths. That’s different!

Robert: Yeah, I couldn’t decide between arts and sciences. Maths doesn’t help with remembering dates, though! And you?

Cara: I’m doing history and French.

Selim: I wanted to do French but German was easier, so I took that.

Cara: German is so hard!

 

معلم: خب، حالا که اطلاعات مهم رو دارین، وقتشه که همدیگه رو ببینین. همه به سمت هم بچرخید و خودتون رو به هم معرفی کنین.

کارا: خب، سلام. من “کارا” هستم. شما؟

رابرت: رابرت.

سلیم: سلیم.

کارا: از دیدنتون خوشحالم!

رابرت و سلیم: ما هم همینطور.

رابرت: چه لهجه خوبی داری. اهل کجایی؟

کارا: من اهل گلاسکو هستم.

رابرت: اوه، واقعا؟ مادرم اهل گلاسکو هست، من نیمه اسکاتلندی هستم.

کارا: باحاله. توی اسکاتلند زندگی می کنی؟

رابرت: نه، ما توی انگلستان زندگی میکنیم، نزدیک منچستر. پدرم اهل اونجاست. تو چی سلیم؟

سلیم: من در اصل از لیدز هستم اما نزدیکی لندن بزرگ شدم.

کارا: هردوتون فقط تاریخ میخونین؟

سلیم: نه. من تاریخ و المانی کار میکنم.

رابرت: من ریاضی هم میخونم.

سلیم: تاریخ و ریاضیات. خیلی باهم فرق دارن!

رابرت: آره، من نمیتونستم بین هنر و علوم تصمیم بگیرم. به هرحال، ریاضیات به تاریخ کمک نمی کنه! تو؟

کارا: من تاریخ و فرانسوی کار میکنم.

سلیم: من می خواستم فرانسوی کار کنم اما المانی آسون تر بود، به خاطر همین آلمانی خوندم.

کارا: آلمانی خیلی سخته!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *